تبليغاتX
دختری با کفشای All Star

حرف های یــــــه دختر . . . خوشحــــال . . .یــــا . . . ناراحــــــت !!!

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دریا و دریا !...


                                                                                       " دکتر شریعتی "

پ ن: یه جورایی داغونم...

+ AlL STaR |

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد:"  ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين  "
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: " بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم."
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد:  "ببخشين خانم! شما پولدارين؟ "
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: " من اوه نه "
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: " آخه رنگ فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره."
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

 

پ ن: پس مامان بابای منم پولدارن! ولی من نیستم چون نه همسر دارم نه شغل نه خونه و نه....!!!!

پ ن: فردا کنکور دارم... دعام کنین. ولی اصلا استرس ندارم نمیدونم چرا همین نگرانم کرده!!!

پ ن: تو مطلبای که داشتم اینو پیدا کردم گفتم براتون بزارم شما هم بخونین.

+ AlL STaR |

زندگی داره باهام بَد تا میکنه...!!
اما من باهاش هیچ کــــاری ندارم.
درعوض منم دارم سعی میکنم که تاهاشو طوری باز کنم که معلوم نشه قبلا تا خورده!
 
Free Image Hosting
د ن: " دلم ...
دلم برای گوشیم تنگیده.
دلم یه عــروسی میـــــخواد.
دلم تو رو میخواد، اونم برای همیشــــه.
دلم تنگ شده نمیدونم برای چی؟!! برای کی؟!!
دلم یه دختر کوچولو خوشگل میخواد اونم با ........ "
پ ن: مسافرتم یه خورده بیشتر از خیلی طول کشید، ولی اصلا خوش نگذشت برخلاف همیشه. 
پ ن:اشک ریختن و درد و دل کردن با سنگ قبر چرا به آدم بیشتر میچسبه و راحتتره ؟!!
 
+ AlL STaR |

ممنون از همتون!
مخصوصا اونایی که مسخرم کردن...........
چون فهموندن که آدم حرف دلشو تو هیچ جا نباید بگه!! حتی این وبلاگ لعنتی......!
بیرون از اینجا هم که دنبال یه گوش شنوایی که واسش درد و دل کنی .... اما نیست!
پس چرا اینجاهم راحتم نمیزارین.
.
.
.
.
آقای نمیدونم چی (؟) تو باید قبل از اینکه این وبلاگ مزخرفتو میساختی یه مقدار فکر میکردی ! به این فکر میکردی که اونی که تو رو به دنیا آورده و ۹ ماه تو شکمش اینور اونور میبرده یه زن بوده! اونی که تورو بزرگ کرده یه زن بوده .... !
کسی بعدا میخواد بیاد تو زندگیت و یه عمر باهاش زندگی کنی اونم یه زنِ!
اگه با این کارا شاد میشی ......!! خیلی بیچاره ای.
این حرفا فایده ای نداره .... فکر کنم خیلی شنیدی اما نفهمــــــــــیدی!!!
شمارتم که گذاشتی، نشون میده خیلی آویزونی داری له له میزنی که یه دختر بهت تک بزنه یا sms بده!
 
(سانسور شد)
 
 
پ ن: چند روز نیستم دارم میرم مسافرت .... کاش دیگه هیچ وقت برنگــــــــــــــردم!
پ ن: همه این مطلبا واسه دل خودمه اون تبریک تولدم که یه اشتباه بزرگ بود، برای دل خودم بود... اونی که باید میخوندش ، اصلا خبر نداره که من تو وبلاگم گفتم.
پ ن:این گریه و بغض نمیدونم چرا عین کَنه بهم چسبیده و ولم نمیکنه؟!
پ ن: کاش دل خودت برام بسوزه.....آره با توام!! خدایـــــــــــــــــــــــــا کمکم کن.
 
+ AlL STaR |

نمیدونم چی بگم !!!

فقط میخوام بگم مدیونتــــــــــــــــم!

آره مدیونتم ، چون تو بودی که تو بدترین شرایط زندگیم با خنده هات و شوخیهات و حرفات باعث شدی تا دوباره خنده رو لبام بشینه!

پس هرکاری برات بکنم بازم کمـــــه...

فقط میگـــم :" خیلی د.و.س.ت.د.ا.ر.م"

.

.

.

.

.

و... تولدت مــــبارک!

دوست داشتم خودتم اینجارو ببینی...

بابت کارایی که کردم معذرت میخوام ... آرزومه که از ته دل منو ببخشی!

 پ ن: من هیچ وقت این جور بحثارو به وبلاگ نمیکشیدم یعنی دوست نداشتم. اما این سری فرق میکنه!

پ ن:به علت علاقه هر دومون به قرمز و مشکی !

پ ن: من هیچ وقت عکس رنگی نمیزاشتم اما اینبار فرق داره چون کیک سیاه سفید پیدا نکردم!

 

+ AlL STaR